جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
369
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
و در بازار خيوه و مرو او را خواهند فروخت . اسكورت نظامى - بلائى كه روستائى بىپناه هرروز از آن هراسان بود به زوار بيچاره هم در همين جادهاى كه من وضع آن را شرح خواهم داد انتظار برخورد داشت . اقدامات احتياطى كاملى براى جلوگيرى از اين خطر معمول شده بود . يك اسكورت نظامى از شاهرود و مزينان شامل عدهاى پيادهنظام تفنگدار و دستهء توپچى ، ماهى دوبار حركت و در مياندشت ملاقات و نفرات سابق را تعويض مىكردند . مخارج تفنگداران مزينان كه 150 نفر بودند و دوازده توپچى و اسبها به جاى ماليات معمولى بر افراد آن حدود تحميل مىگرديد . تا سال 1872 كه كميسيون مرزى سيستان از اين راه عازم تهران بودند ناچار شدند با اسكورتى شامل هشتاد تفنگدار و چهار توپ كه شش اسب مىكشيدند و 150 تا 200 نفر سوار بين مزينان و شاهرود به مقصد بروند . بيم و باك زوار و اضطراب و هيجان ايشان - كانولى و فريزر و ايستويك و اودونوان و ساير نويسندگان با كاروان زوار مسافرت كرده و داستانهاى بىهمتا از خطرهائى كه در ذهن زوار بوده و مايهء وحشتزدگى آنها و همراهان عابد ايشان مىگرديده نوشتهاند . ايرانى بههرحال محتاط است ، اما كار زوار ايرانى از هموطنانش هم لنگتر است . يك نفر از زوار ايرانى در مجاورت منطقهء تاخت و تاز تركمنها رفتار غيرعادى دارد . در ابتداى حركت چند بار تأخير پيش مىآيد و شايعات هيجانانگيز رواج مىيابد و از كمترين خبر مبهم چندين دفعه ساعت و چگونگى حركت كاروان تغيير مىكند . سرانجام قافله جرأت عزيمت مىنمايد و غالبا هم زوار در شب رهسپار مىشوند كه تاريكى نيز بر علت دهشت مىافزايد . ابتدا تفنگداران پياده يا الاغسوار پيش مىروند كه غالبا هم خود را هرچه بيشتر به دستگاه توپخانه نزديك مىسازند و آن را پناهگاه مىشمارند ،